بالا
صفحه اصلی > در رسانه ها > سخنان کمتر شنیده شده از آثار خیانت به طبیعت در لسان قرآن و روایات

سخنان کمتر شنیده شده از آثار خیانت به طبیعت در لسان قرآن و روایات

سخنان کمتر شنیده شده از آثار خیانت به طبیعت در لسان قرآن و روایات

حجت الاسلام والمسلمین مهدی طباطبایی رئیس موسسه بحرالعلوم که به مسایل فقه اجتماعی از جمله فقه محیط زیست و.. می پردازد، در ایام هفته صرفه جویی در مصرف آب در گفت گویی تفصیلی با خبرگزاری «حوزه»، به ذکر مباحثی پیرامون پاسداشت و ارج و قیمت آب و آثار حقوقی و فقهی مصرف بی رویه در حوزه خانگی و صنعتی و کشاورزی پرداخته است که در ذیل متن این گفت وگو را می خوانیم.

سوال: با سلام در وهله اول در خصوص نظر دین در خصوص مصرف گرایی مباحثی را مطرح کنید تا وضعیت مصرف آب نیز از نظر اسلام در ادامه تبیین شود.

با عرض سلام در واقع دو نوع بازدارندگی نسبت به مصرف به شکل طبیعی و اقتصادی و همچنین اسلامی وجود دارد؛ اسلام در زمینه صرفه جویی در همه موارد از جمله آب و نان و مواذ غذایی و انرژی و… مباحث صریحی را مطرح می کند که دارای کارکردهای مختلف است.

همه وسایلی که انسان با آن سروکار دارد و هرچیزی که در کنار انسان است برای استفاده بهتر انسان برای زیست در این دنیا در نظر گرفته شده است ولی باید در نظر داشته باشیم که همه این وسایل به خودی خود دارای یک حیثیت وجودی و قابل احترام هستند که خداوند نیز به همین دلیل برای همه این امور نیز حقوقی در نظر گرفته است و به همین دلیل انسان در صرف همه این مواد و حتی طبیعت خودمختار نخواهد بود.

یکی از بازدارنده های طبیعی وخودکار، مرتب با محدودیت های مالی است؛ به عنوان مثال انسان ها در زمانی که با محدودیت مالی مواجه می شوند در مصرف نیز صرفه جو می شوند؛ مثلا در زمانی که کاغذ گران می شود، صرفه جویی در این بخش نیز رنگ و بوی خاصی پیدا می کند؛ نشریات با کاهش صفحات و کاهش تیراژ مواجه می شوند و برنامه ریزان در اموری که با کاغذ سروکار دارند را وادار به کاهش استفاده فیزیکی از این ماده می کنند.

زمانی که یک کالایی در جامعه کمیاب می شود، به شکل طبیعی صرفه جویی در سرلوحه اقدامات ما قرار می گیرد؛ این نوع بازدارندگی یک بازداندگی منفعلانه است و اجبار باعث چنین رویکردی می شود؛ یکی از بازدارندگی های منفعلانه زمانی حادث می شود که قیمت آب بها و عوارض و آبونمان های خدمات شهری افزایش می یابد و مردم به دنبال کاهش مصرف می روند.

بازدارنده دیگری نیز از سوی اسلام به عنوان یک دین اجتماعی مطرح می شود؛ نگاه اسلام به مصرف، یک نگاه فردی نیست و نه تنها نگاه اسلام، نگاه اجتماعی است بلکه به آیندگان نیز نظر دارد؛ اسلام برای انسان ها تعالی می طلبد نه زیادی خواهی که موجب نخوت و زیاده طلبی و فساد می شود.

اسلام در اینجا یک بازدارندگی فعالانه را مد نظر دارد که به آن دوری از اسراف می گوید؛ قرآن کریم در این زمینه بیان می کند که «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوَانَ الشَّیاطِینِ»؛ قرآن کریم و اسلام اسراف کاران را برادران شیطان می خواند که البته تبذیر از اسراف بدتر است.

در اسلام بازدارنده ای به نام دوری از اسراف و تبذیر داریم و این بازدارنده با بازدارنده طبیعی و منفعلانه یک تفاوت بسیار مهم و بنیادی دارد؛ در حالت منفعلانه کاهش عرصه و دسترسی محدود تعیین کننده نوع مصرف بود ولی بازدارندگی فعالانه دینی توجهی به این مساله ندارد بلکه حتی دارندگی و وفور دسترسی و حتی وفور فیزیکی یک ماده نیز مجوزی برای استفادهو بیش از حد از آن کالا نیست و نخواهد بود.

اسلام بیان می کند که انسان موظف است که به اندازه مصرف کند و هیچ چیزی را دور نریزد و نسبت به نعمت های الهی ناسپاس نباشیم؛ اسراف ناسپاسی بزرگ به نعمت های خدا است؛ هرچه نان و آب ارزان باشد مجوزی برای استفاده بیش از حد از آنها نیست و اسلام چنین اجازه ای به ما نمی دهد.

سخنان کمتر شنیده شده از آثار خیانت به طبیعت در لسان قرآن و روایات

سوال: یعنی به تعبیر شماه پرهیز از اسراف یک گزاره تمدنی اسلام است؟

یکی از نکاتی که باید به آن توجه داشت آن است که آن چیزی که برای جامعه ما و اجتماع، تمدن ساز می شود، فرهنگ کردن آموزه های دینی است که از جمله مهمترین آنها، دوری از اسراف است.

اسراف نکردن باید به یک فرهنگ عمومی در جامعه ما مبدل شود؛ اسراف نکردن یک قدرت بازدارنده عملی و کاربردی است که باید آحاد جامعه را به این رفتار اجتماعی تکرار پذیر در جامعه برساند که نگاه ما به مصرف باید متعادل و صحیح باشد نه اینکه هر میزان که علاقه داشتیم به مصرف ادامه دهیم و دارندگی و وفور را بهانه این کار قرار دهیم.

اسراف نکردن باید بازدارنده باشد نه قیمت های بالا و کمبود یک وسیله؛ اگر این بازدارندگی را اعمال کنیم به یک گزاره تمدنی می رسیم؛ دین و فقه ما تمدن ساز است و اگر این گزاره ها به خوبی در کنار هم مورد عمل قرار گیرند نظام تمدنی اسلام شکل می گیرد و رفتار همگان در چارچوب همین نگاه تمدنی شکل می گیرد.

قیمت تمام شده انرژی در ایران از بسیار از کشورهای دیگر کمتر است و شاید هزینه آب و نان در ایران کمتر از دیگر کشورها است ولی متاسفانه ایران از پرمصرف ترین کشورهای جهان به شمار می رود و حتی به رغم کم آبی از پرمصرف ترین مصرف کنندگان آن هستیم.

اسراف از منظر دین یک گناه کبیره است؛ متاسفانه امروز قبح اسراف در برخی از موارد از بین رفته است و برخی اسراف در برخی مسایل را اصلا کار بدی نمی دانند یا علیه آن اقدامی نمی کنند.

و ایرانی هایی که متاسفانه جزو پرمصرف ترین مردم در جهان هستند.

دقیقا؛ ایران جزو پرمصرف ترین کشورهای جهان در زمینه مواد غذایی و دورریز این مواد از جمله نان است؛ شاید صحنه هایی از پشته پشته کردن نان های خشک در ایران را در کمتر نقطه ای از جهان بتوانیم ببینیم که این امر در زندگی روزانه مردم ما یک امر کاملا عادی به حساب می آید.

متاسفانه بسیاری از افرادی که انباشت نان خشک و مواد غذایی مصروفه را دارند جزو اقشار متدین جامعه هستند ولی آنها به دلیل اینکه به این بحث در حوزه اجتماعی توجهی نشده است این امر را آنچنان بد و قبیح نمی دانند.

یکی از مسایلی که بسیاری از مردم آن را اسراف نمی دانند ولی آن را به شکل مکرر انجام می دهند، پدیده «دور دور کردن» و حرکت با وسیله نقلیه به شکل بی هدف در خیابان است؛ بسیاری از مردم بدون اینکه هدفی داشته باشند و یا نیازی باشد به شکل تک سرنشین سوار وسیله نقلیه خود می شوند و در خیابان ها می گردند که این مساله چند آسیب مهم به دنبال دارد.

سخنان کمتر شنیده شده از آثار خیانت به طبیعت در لسان قرآن و روایات

سوال: چرا دور دور کردن باید از نظر شرع مشکل داشته باشد؟

ببینید نگاه اسلام به این مساله بسیار حکیمانه است و بی دلیل با چیزی مخالفت نمی کند؛ گشت و گذار و تفریح به همراه همسر و فرزند مشکلی ندارد؛ حتی گشت و گزار با دوستان هم مشکلی ندارد ولی در زمینه دوردور کردن های بی جا باید به نکاتی توجه داشت؛ یکی از این آسیب ها علاوه بر مصرف بیهود سرمایه ملی ما یعنی سوخت، باعث آلودگی هوا و همچنین شلوغ شدن خیابان ها و صرف وقت مردم در این مسیرها می شود که اگر به شکل ظریف به آنها نگاه کنیم می بینیم که چه آسیب های بزرگی به دنبال همیه مورد ایجاد می شود.

وظیفه حوزه های علمیه و مبلغین و حاکمیت و دولت است که با تبلیغ و فرهنگ سازی که انجام می دهند، فرهنگ اسراف نکردن در جامعه را زنده نگاه دارند نه اینکه قانون و جرایم و بالارفتن قیمت را به عنوان عامل بازدارنده بدانیم و به آن بسنده کنیم.

سوال: بخشی از منابع آبی در زمینه اعمال عبادی مصرف می شود؛ آیا احکامی در زمینه مصارف عبادی هم بیان شده است؟

در روایت است که فردی در کنار نهر آب وضو می گرفت و معصوم(ع) به وی فرمودند که حتی اگر در کنار نهر آب هم باشید حق زیاده روی در مصرف آن را ندارید، شاید هیچ حدیثی را نتوان مثل این حدیث در زمینه مصرف آب در عین برخورداری یافت ولی بزرگان دین ما به دنبال آن بودند که فرهنگ مصرف بهینه را در وجود ما نهادینه کنند.

در روایت بیان شده است که خداوند ملکی را برای صرف وضو قرارداده است؛ یکی از مهمترین مصارف آب در اسلام برای طهارت در عبادات یعنی وضو و غسل است؛ به جهت آنکه نیاز مردم به آب و مصرف آب در میان مردم زیاد است احکامی برای آن در نظر گرفته است.

انسان مسلمان روزی پنج بار نماز می خواند و نیازمند آب برای غسل است و برای طهارت نجاسات نیز نیازمند آب است؛ پس اسلام دینی است که احکام آن با استفاده از آب پیوند خورده است و به همین دلیل قدر آن را به خوبی می دارند.

خداوند نسبت به مصرف آب حتی در عبادات نیز شروطی قائل شده است؛ در وضو بیان شده است که اگر انسان در این زمینه اسراف کند با ملک و فرشته ای مواجه خواهد بود که همه اسراف های او را حتی در یک امر عبادی که برای رضای خدا هم انجام می شود ثبت و ضبط می کند؛ پس انسان نمی تواند حتی در امور عبادی هم خود را از حساب و کتاب الهی مبری بداند.

نکته دیگر آن است که مقدار مصرف در وضو هم مشخص است؛ برخی از متدینین در مصرف آب در هنگام وضو هم اسراف می کنند و لیترها آب را برای یک نوبت وضو استفاده می کنند که تعابیر عجیبی در روایات ما برای اسراف در وضو بیان شده است؛ آنچه اسلام بیان می کند یک مُدّ یا معادل کمتر از یک لیتر آب است که حد مجاز برای استفاده در وضو است و اگر کسی بیش از آن استفاده کند خروج از سنت پیامبر است.

در زمینه مصرف آب، با نگاه تمدن ساز اسلام مواجه هستیم؛ نگاه دین به آب به عنوان یکی از مهمترین مواد طبیعت که خداوند آن را مایه حیات و زندگی می داند است؛ جان نه تنها انسان ها بلکه همه موجودات به آب بستگی دارد؛ زیباترین شعار در اسلام مرتبط به آب را می توان همین شعار دانست؛ حتی جمادات نیز وابسته به آب هستند و اگر آب نباشد آنها نیز بی کاربرد خواهند بود؛آب، جان طبیعت است و اگر آب را از طبیعت بگیریم، به یک عنصر مرده مبدل می شود.

سوال: آیا در زمینه حفظ سفره ها و منابع آب زیرزمینی نیز آیه ای در قرآن کریم وجود دارد؟

قرآن کریم در همه امور پاسخگو است و پاسخ های حکیمانه فرازمانی و فرامکانی دارد؛ مساله دیگری که قرآن به آن توجه دارد و امروزه برخی از آن دم می زنند و خبر هم ندارند که قرآن کریم برای همه اعصار و جوامع است آن است که خداوند در آیه ۱۸ سوره مومنون بیان می کند که «وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنَّاهُ فِی الْأَرْضِ»؛ یعنی ما آب را به اندازه برای اسکان در زمین نازل کردیم.

اگر به این آیه دقت کنیم می بینیم که خداوند متعال بیان می دارد که اگر هم در برخی از مناطق جهان شرایط اقلیمی خشک و نیمه خشک و مرطوب را شاهد هستیم ولی رزق آبی همه بندگان در زمین نهاده شده است که می توانند با بهره وری درست از آن استفاده کنند.

سفره های آب زیر زمینی همان رزق آبی ما هستند که خداوند آنها را در صندوق امنی در زیر زمین برای بندگان به یادگار گذاشته است ولی متاسفانه چه استفاده ای از این رزق کرده ایم؟ در همین شرایط اقلیمی و جمعیتی نیز اگر استفاده درستی از این منابع داشته باشیم قطعا مشکلی برای ادامه حیات نخواهیم داشت ولی عمل نکردن به آیات الهی و قدر ندانستن نعمت، باعث کم شدن این حجم از منابع آبی شده است.

نکته دیگر قابل تفسیر در این آیه آن است که منابع آبی بعضا تجدید ناپذیر و محدود است و حق نداریم بیش از آنچه برای ما مقدر شده از آن بهره برداری کنیم؛ حق نداریم بگوییم که خدا بزرگ است و ما چاه ها را به شکل بی رویه حفر کنیم و در نهایت هم از خدا رزق طیب و بدون حرف و حدیث بخواهیم.

یک نکته بسیار مهم در این زمینه آن است که چه بسا گاهی اوقات، استفاده از آب به ظاهر یک عمل نیک و درست می آید ولی با نگاه عمیق می بینیم که این کار، خلاف شرع است؛ این مساله نیز به نگاه اجتماعی اسلام به این مباحث باز می گردد.

سوال: برخی تصور می کنند که آباد کردن زمین و کارخانه ساختن ها سبب آبادانی است ولی همین کارهای غیر علمی این وضع را برای زمین و آب ایجا کرده است؟ قرآن و روایت در این خصوص چه می فرمایند؟

خداوند در وصف کسانی که مدعی توسعه، اصلاح، خوب کردن زندگی مردم و…. را دارند آنها را مفسد و نادان می داند؛ برخی افراد نگاه عمیقی ندارند؛ خداوند بیان می کند که این گروه فکر می کنند که آبادانی و عمران می کنند و صلاح مردم را می خواهند؛ این درحالی است که این گروه درحال فساد هستند و در حق مردم ظلم روا می دارند.

از نمونه همین اموری که بدون شناخت در حق مردم و جامعه و کشور منابع خدادای ظلم روا داشته می شود، ساختن کارخانه جات پر آب بر در مناطق کویری که منابع آبی محدود دارنداست؛ این کار از جهت و نظر دین کاملا حرام است و مردم نیز متاسفانه چون از این مساله بی خبر هستند از این تحولات استقبال می کنند و تصور می کنند که برای آنها خدمتی صورت گرفته و شهر و دیار آنها آباد شده است.

سوال: بله عمل نکردن به همین موارد باعث کشت های بی رویه در مناطق ممنوعه و از بین بردن منابع آبی شده است.

دقیقا! یکی دیگر از همین امور حرامی که انجام می شود، اعطای مجوز در مناطق ممنوعه برای کشت است که اگر مسئولی با هر روشی این کار را انجام داد قطعا کار درستی انجام نداده است در حالی که اگر کسی برای مردم چنین مجوزی صادر کند، مورد استقبال هم قرار می گیرد و مردم و کشاورزان هم او را دعا می کنند در حالی که هر دوی آنها مقصر هستند چون نباید این مناطق مورد تاخت و تاز و حراج منابع گرانقیمت قرار گیرد.

متاسفانه در این امور هم مردم بی خبر هستند و هم مسئولینی که این کار را انجام می دهند یا بدون شناخت کامل از شرایط آینده هستند و یا لیاقت حضور در این جایگاه را ندارند؛ قطعا اگر در این سالها این امور مدیریت می شد با این حجم از کسری منابع آب زیرزمینی در کشور مواجه نبودیم؛ رسیدن به خود کفایی در برخی از محصولات و روانه کردن میوه ها به بازار و حتی صادرات هم می توانست با برنامه دقیق تری انجام شود تا این حجم آب با کاربری و بهره وری بسیار پایین به تاراج نرود.

کشاورزان باید بدانند که اصرار به حفر چاه در مناطق ممنوعه و خشک به صلاح خود آنها نیست؛ اگر این چاه ها همین شکل بدون استفاده از تکنولوژی روز آب با پمپاژ کند و به شکل غرق آبی روی زمین ها جاری کند قطعا در سالهای آینده خود این کشاورزان و فرزندان آنها دیگر آبی برای کشاورزی نخواهند داشت.

خشکی زمین تنها به بی آبی منجر نمی شود بلکه فرسایش خاک و تبدیل آن محل به نمک زار و تشکیل کانون های ریزگرد که در مناطقی چون استان قم به ریزگردهای آهکی نمکی مبدل می شود خیانت دیگری است که به دلیل همین بی احتیاطی در از بین بردن منابع در مناطق حاصل می شود و این گروه باید به همه مردم و حتی موجودات دیگری که حق حیات هم از آنها سلب شد پاسخگو باشند.

سخنان کمتر شنیده شده از آثار خیانت به طبیعت در لسان قرآن و روایات

سوال: آیا آیات دیگری نیز در این زمینه وجود دارند؟

بله به کرّات آیاتی داریم که خداوند در آنها به بحث آب اشاره کرده است ولی همیشه نباید در مباحث ظاهری توجه داشت بلکه بسیاری قصص قرآنی ما را به اندیشه وا می دارد که چگونه فرایند تحصیل منابع کشاورزی و غذا و زندگی خود را مدیریت کنیم که قطعا مدیریت منابع آب در این زمینه امری حیاتی است.

قرآن کریم در این آیات نگاهی آینده نگر به ذخایر زیر زمینی دارد؛ نگاه قرآن به ذخایر زمینی نگاه بسیار زیبایی است؛ برخی اوقات نیز خداوند متعال از اموری به شکل نمادین یاد می کند که آنها را در قالب قصه بیان می کند تا ما به عمق این پیام برسیم؛ قصص قرآنی همگی این نمادها را وارد ذهن مخاطبان می کند و یکی از اموری که خداوند نسبت به آن حساس است حفظ منابع آبی است و از آنها به عنوان خزائن و گنج های زمین یاد می کند.

خداوند سیگنال یا پیام هایی را به واسطه برخی از قصص به بشر مخاطب خود می دهند که دنیایی از پیام های عبرت آموز و بسیار جدی برای ما به همراه دارد که از جمله آنها می توان به داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام اشاره کرد.

در این داستان زمانی که حضرت موسی به همراه حضرت خضر راهی بلاد مختلف می شوند و حضرت موسی قول می دهد که شکیبایی حکیمانه ای نسبت به حوادث و ماوقع داشته باشند، آنها به دیاری می رسند که در آنجا مردم پذیرایی مناسبی از این دو پیامبر نمی کنند و حتی آنها را آزار هم می دهند.

در حین خروج از این شهر، حضرت خضر به حضرت موسی عرض می کند که با هم خانه ای که دیوار آن خراب شده است را تجدید بنا کنند که با تعجب حضرت موسی همراه می شود زیرا به ظاهر منطقی به نظر نمی رسد که انسان پس از این همه ظلم و بی توجهی مردم یک شهر، بخواهد دیوار خانه آنها را هم بسازد.

وقتی که کار تجدید بنا انجام شد، در زمان جدا شدن این دو پیامبر از هم، حکمت این کار از سوی حضرت خضر بیان شد که در این خانه دو طفل یتیم بودند که گذشتگان آنها، گنجی را در میان این دیوار قرارداده بودند و به واسطه خراب بودن دیوار قطعا دیگران آن گنج را یافته و از دل دیوار بیرون می کشیدند و ما ماموریت داشتیم که دیوار را ببندیم تا این گنج از نظرها مخفی بماند تا آنها در آینده به واسطه عنایتی الهی بتوانند گنج خود را محفوظ بدارندو در آینده از آن استفاده کنند.

حال درس و عبرت بزرگی که از این داستان می گیریم آن است که هر گنجی را نباید در هر حالی استفاده کرد؛ بلکه برخی گنج ها برای زمان و مکان مشخصی باید استخراج شوند؛ اگر این گنج ها را به بی دلیل و در زمان نا مناسب بیرون بکشیم و استفاده کنیم در آینده در امورات خود می مانیم و دیگر سرمایه ای نیز نخواهیم داشت.

تمام کسانی که در این سالها به خصوص در ۵۰ سال اخیر این حجم از گنج های طبیعت را استخراج و به تاراج بردند چه جوابی برای آیندگان دارند که بدون فکر و بررسی و مطالعه و استفاده از نظر کارشناسان این گونه با گنج طبیعت رفتار کردند.

باید از خود سوال بپرسیم که همین امروز چه میزان به فکر آیندگان هستیم؛ اگر سفره های زیرزمینی تخلیه شود جایگزینی برای آنها نیست و به این راحتی نیز این سفره ها پر نمی شوند و اگر زمین از سفره آب خالی شود، فرونشست خواهد کرد و مسایل دیگری را به بار می آورد.

سوال: در اینجا تنها با بهره برداران مواجه نیستیم بلکه مجوزهای غیر کارشناسی نیز برای استحصال این منابع صادر شده است.

ببینید قطعا مسئولی که در یک جایگاه قرار می گیرد باید علم به انجام مسئولیت های مرتبط به آن کار را داشته باشد و اگر ندارد باید با کارشناسان خود همفکری کند و مطالعات وسیع داشته باشد؛ کسانی که مجوزهای اشتباه و بدون مطالعه صادر کردند و کشاورزانی که چاه های بدون مجوز حفر کرده و یا از چاه های مجاز خود بیش از حد مجاز و نیاز آب استخراج کرده اند باید به آیندگان جواب بدهند که چگونه توانستند برای به دست آوردن کالایی که بهره وری آن هم بسیار محدود است و پول محصولات آنها نیز بعضا به جیب دلالان بازار و دلال مسلکان می رود این چنین منابع آبی را به یغما برده اند.

این فساد و تباهی باعث ایجاد بحران برای مردم حال و آینده است؛ در مصارف کشاورزی باید دقت کنیم که آب ذیقعیمت را نباید صرف محصولات پر آب بر و کم بهره ور کنیم و اگر این کار را ادامه دهیم شاید تا دو سه سال دیگر این روند مشکلی برای ما ایجاد نکند ولی قطعا اگر مشکلی ایجاد شود دیگر نمی توان هیچ چیز را به حالت اول برگرداند.

سوال: چگونه می توان به روشنگری در جامعه اقدام کرد؟ آیا تکرار این بحث که مشکل ما فقط با بخش کشاورزی است و در زمینه مصارف خانگی مشکلی نداریم درست است؟

مسئولان و مبلغان مذهبی و رسانه ها باید صبح تا شب تریبون ها را در اختیار بگیرند و به مردم و کشاورزان مرتبا تذکر دهند که این حجم از مصرف آب اول به بدبختی خود آنها و نسل آنها منجر می شود و هم ظلمی است که در حق آیندگان کرده اند و باید پاسخگوی آن هم باشند.

بله سخن درست و علمی است که بخش اعظم آب در کشور ما صرف کشاورزی و صنعت می شود ولی نباید از این نکته غافل شویم که درست است که از نظر آماری حجم استفاده از آب شرب کمتر از ۱۰ درصد است ولی این آب، آبی بسیار پربها و با کیفیت است که مخارج بسیاری برای استحصال و فراوری منابع آن انجام می شود و بسیار پرقیمت است.

فرایند تصفیه آب بسیار پرهزینه است و همین الان هم کسانی که به واسطه مشکلات آبی این سالها، به فکر انتقال آب دریا و شیرین سازی آن هستند معترف هستند که این فرایند بسیار پرهزینه و غیر اقتصادی است؛ نباید به فرض اینکه مشکل ما در بخش خانگی نیست این بخش را رها کنیم زیرا قیمت تمام شده آب شرب بسیار بالاتر از بخش کشاورزی است.

حرف دین آن است که حتی اگر آب فراوان هم داشتیم حق استفاده بیش از حد از آب را نداریم؛ متاسفانه برخی مسئولین و کارشناسان برای نشان دادن وضعیت فعلی بیان می کنند که مشکلی در بخش خانگی نداریم و نباید مردم را هم تحت فشار قراردهیم بلکه مشکل ما در بخش کشاورزی و صنعت است در حالی که اگر چنین بگوییم مردم را پرمصرف تر از قبل خواهیم یافت؛ نباید از این بخش نیز به سادگی بگذریم.

این نگاه دینی ما را طوری پرورش می دهد که حتی اگر ثروت مند هم بودیم باید رعایت خورد و خوراک و نوع تفریحات خود را داشته باشیم؛ یک انسان ثروت مند هم اگر در خوردن زیاده روی کند قطعا به انواع بیماری ها مبتلا و از بین خواهد رفت؛ پس حتما در همه امور باید رعایت حکمت و دقت و برنامه ریزی را داشت.

نگاه دین همیشه به حال نیست بلکه نگاه دین به آیندگان نیز دارد ؛ مصارف آب در کشاورزی و صنعت و بخش خانگی باید به شکلی باشد که آیندگان را متضرر نکند و منابع طبیعی را از بین نبرد؛ دین ما چنین تجویزی کرده است و اگر هر کسی با هر نیت و مسئولیتی بر خلاف آن عمل کرد بر خلاف دین خدا عمل کرده است و علاوه بر حرام بودن ضمان هم دارد.

سخنان کمتر شنیده شده از آثار خیانت به طبیعت در لسان قرآن و روایات

سوال: مراجع و علمای ما نیز فتاوایی در حوزه فقه اجتماعی آب دارند، آیا می توانید به آنها هم اشاره کنید؟

در فتوای مشهوری که امام خمینی(ره) در این زمینه داریم، امام راحل بیان می کند که زیاده روی در مصرف آب حرام و موجب ضمان است؛ این هوشیاری امام باعث می شود چنین فتوایی صادر کنند و بگویند که کسی که در مصرف آب زیاده روی می کند هم عمل حرامی مرتکب شده و هم ضامن عموم مردم و آیندگانی است که به حسب سهل انگاری و سودجویی وی دچار آسیب جدی و حیاتی شده اند.

نباید از این مساله غفلت کرد که امام راحل به عنوان فقیهی که به واسطه رهبری نظام اسلامی نگاهی عمیق و اجتماعی به فقه داشته و حوزه فقه شیعه را در عمیق ترین مباحث اجتماعی مطرح کردند تنها به بحث های فردی بسنده نمی کنند بلکه با تطبیق آن با مصالح عالیه زیستی و سرزمینی و ملی و دینی آنها فتاوایی صادر می کردند که هویت اجتماعی دارد؛ خوشبختانه این روند امروز در حوزه علمیه ما به شکل خوبی در حال رشداست و امروز هم مباحثی در حوزه طرح شده است و برخی از اساتید به تبع تاکیدات رهبری معظم و مراجع عظام نسبت به توسعه دروس فقه اجتماعی اقدام کرده اند.

ببینید سخن این است که این انسان مدیون به مردم حال و آینده است و باید این دین را پرداخت کند زیرا او برای کسب درآمد روی عنصری دست گذاشته است که مال شخص وی نیست بلکه از آن آیندگان است و آثار طبیعی دیگری غیز از منافع ظاهری مردم نیز دارد.

مسئولی که برای رای گرفتن از مردم در مجالس و جایگاه های مختلف قول و وعده های غیر علمی و غیر معقول به مردم می دهند و با قول تاسیس کارخانجات یا حفر چاه و توسعه کشت های غیر منطقی و حتی صیدهای غیر منطقی می خواهد دل مردم را به دست بیاورند قطعا کاری خطرناک تر را مرتکب شده اند و باید به دستگاه دین خدایی هم پاسخگو باشند.

نکته این است که بسیاری از مردم و حتی کشاورزان به این داده های علمی اشراف ندارند و نمی دانند که یک چاه ساده آنها چه نفسی از آیندگان می برد؛ آنها با تاسیس یک کارخانه فولاد در یک منطقه خشک موافق هستند و برای آن مسئول دعا هم می کنند ولی آیا فقط رضایت آنی مردم کافی است؟ آیا عدم رضایت آیندگان و تاراج گنج های زمین و عمل به خلاف قرآن و دین و حکم علما و مراجع ظلم نیست؟ حتی این کار خیانت به همین مردم است و نباید برای گرفتن کرسی های چند روزه دنیا چنین ظلمی در حق این مردم و زمین و سرزمین رواداشت.

مثلا فقهای ما فتوا داده اند که کشتار و صید بی رویه و فروختن آنها در بازار که مخالف قانون و فتوا است، حرام است ولی متاسفانه برخی مسئولین از این دامداران و صیادان دفاع می کنند ولی باید پرسید که این دفاع برای چیست؟ آیا این دفاع با دین و شرع و قانون و انسانیت و وجدان سنخیت دارد؟ آنها می گویند که صیادان باید امرار معاش کنند ولی باید پرسید که چند میلیون پرنده مهاجر باید با این وضع فجیع کشته شوند و یا این چنین ظالمانه با آنها رفتار شود؟

در موسسه بحرالعلوم نیز پژوهش های علمی و میدانی در این گونه مباحث انجام می شود که حاصل آنها دروس فقه اجتماعی در حوزه آب و محیط زیست و… بوده است که کتبی چون بررسی مسایل فقهی آب (حقوق بر آب ) که از منظر حقوقی و نص دینی به این موارد پرداخته است جزو همین موارد است.

منابع: خبرگزاری حوزه

پیغام شما