بالا
صفحه اصلی > مصاحبه ها > گفتگو با وکیل محیط زیستی ،محمد داس مه

گفتگو با وکیل محیط زیستی ،محمد داس مه

گفتگو با وکیل محیط زیستی ،محمد داس مه

“راه نجات دراقدامات جامع محورانه است”

مختصری از خودتان بگویید؟
محمد داس مه هستم کارشناس ارشد حقوق خصوصی، وکیل پایه یک دادگستری و فعال در زمینه محیط زیست.

چطور وارد حوزه محیط زیست شدید؟
بعد از فوت خواهرم در سال ۱۳۸۸ و برای شادی روح ایشان، نذورات و خیراتم را صرف محیط زیست می کردم و الآن این کار با روحم عجین شده و عاشقانه در این زمینه فعالیت دارم.

چه اقداماتی در حوزه محیط زیست انجام داده اید؟
انجام ده ها دیوار نویسی با موضوع محیط زیست، جهت آگاه سازی و فرهنگ سازی بین مردم، ایجاد چندین آبشخور در مناطق حفاظت شده خائیز، رامهرمز و بافق یزد با هزینه شخصی خودم، حمایت و تجهیز محیط بانان و قبول وکالت رایگان پرونده های محیط زیستی.

چگونه می شود هوای محیط زیست را داشت؟
سازمان محیط زیست کمبود بودجه شدیدی دارد به طوری که هزینه بنزین موتور سیکلت محیط بانان را به زحمت تأمین می کند، یکی از نیاز های اساسی ایجاد زیر ساخت ها و تجهیز محیط بانان می باشد  مثل خرید موتور سیکلت، دور بین های چشمی و پوتین و تجهیزات دیگر که نیاز به حمایت مردمی دارد از جمله ورود خیرین به حوزه محیط زیست که هم مورد تأکید و تأیید شارع مقدس و هم مورد تأکید اخلاق وهم مورد تأکید قانون می باشد. در شرایط کنونی به دلیل مشکلات مالی و کمبود بودجه دولت ها نمی توانند به تنهایی حفاظت از محیط زیست را مدیریت کنند بنابرین حضور جدی مردم و خیرین را می طلبد که در قالب نذر طبیعت از محیط زیست حمایت کنند.

یک توصیف مختصر از وضعیت محیط زیست؟
محیط زیست در حال حاضر وضعیت خوبی ندارد و بحرانی است، این حرفی که میزنم خطابم به مسئول و شخص خاصی نیست، مجموعه مسیری که درسالهای اخیر طی شده باعث ایجاد بحران در محیط زیست است، دولت با فرهنگ محیط زیست به طور استراتژیک و تمام و کمال عجین نشده است یعنی مسئولین محیط زیست، محیط زیستی نبوده اند، همین الآن هم به اسم توسعه و اشتغال زایی به محیط زیست آسیب زده می شود، در منطقه حفاظت شده خائیز، که زیستگاه انواع جانوران حفاظت شده مثل پلنگ و کاراکال است، قراربود ۱۶۰ باب ویلا ساخته شود، کار ساخت هم آغاز،ولی ما تلاش کردیم جلوگیری شود و خوشبختانه تلاشها نتیجه داد و مجوز صادر نشد.

حرفم این است اندیشه ها، اندیشه توسعه پایدار نیست، توسعه پایدار این نیست که در مناطق حفاظت شده چهارگانۀ پناهگاه حیات وحش، پارک ملی، اثر طبیعی و منطقه حفاظت شده شکار ممنوع،  ویلا سازی کنیم! توسعه پایدار در این مناطق معنای دیگری دارد، این مناطق باید تجهیز شود مثل ایجاد و تجهیز برج های مشاهده و برج های پرنده نگری و استفاده از اکوتوریسم به معنای صحیح آن.

ما داریم زیستگاه را ازبین میبریم، در ایران نسل ببر منقرض نشد بلکه اول زیستگاهش تخریب شد، شیر منقرض نشد بلکه زیستگاهش از بین رفت. دزفول و دشت ارژن شیراز زیستگاه شیر ایرانی بوده، ببینید چه بر سر این زیستگاه آمده است.

الآن با بحران آب مواجه هستیم، ما آب داشتیم، مدیریت منابع آب نداشتیم، ببینید در همین خوزستانی که از بی آبی رنج می برد خوزستانی که کارونش خشک شده است کشت هندوانه داریم آن هم به روش غرقابی، هندوانه صادرات آب است، ۹۰درصد هندوانه آب است ۶۰ تا ۷۰ درصد در کشاورزی هدر رفت آب داریم. در بهبهانی که ۳ رودخانۀ خیر آباد، زهره و مارون را داریم مشکل آب داریم، امکان کشت تابستانی وجود ندارد به دلیل اینکه کشاورزان سالهاست به روش غرقابی کشاورزی می کنند، این معضل بزرگ کم آبی فقط دامنگیر بهبهان نیست، اگر روش کشت غرقابی همچنان ادامه پیداکند و سطح آب رودخانه مارون کاهش می یابد، تالاب شادگان ضربه خواهد خورد تالابی که حق آبه اش را از رودخانه مارون تأمین می کند.  اگر تالاب شادگان با مشکل مواجه شود تبدیل به یکی از کانون های بحران خواهد شد.

گفته می شود که منشأ ریزگرد های خوزستان بیشتر تالابی است تا بیابانی که در اثر خشک شدن تالاب ها ایجاد شده است، نظر شما چیست؟
درصد و نسبتش را نمی دانم، اما تأیید می کنم که ما، منشأ و کانون های داخلی داریم همچون هورالعظیم، تالاب شادگان، اطراف جزیره مجنون، ماهشهر و اطراف اهواز، این ها کانون های داخلی است. وقتی مدیریت منابع آب نداریم طبیعی است که با مشکل مواجه می شویم.

در سال گذشته طبق اعلام رسمی فرماندار شادگان، ۵۰۰۰۰۰ اصله درخت و نخل خرما، در شادگان خشک شد، این فاجعه نیست!؟ تالاب شادگان حدود ۵۳۰۰۰۰ هکتار مساحت دارد، یکی از بزرگترین تالاب های خاورمیانه است، در فهرست جهانی کنوانسیون رامسر ثبت شده است، طبق مصوبه شورای عالی محیط زیست منطقه حفاظت شده است، حالا ببینید چه برسر تالاب آمده است، مردم شادگان از نعمت صیادی ماهی محروم هستند.

اینها همه به دلیل نداشتن مدیریت منابع آب است، دولت باید در سیاست گذاری ها و مدیریت منابع آب تجدید نظر کند و روش کشت غرقابی ممنوع و حذف شود، کشت غرقابی قاتل آب در ایران است باید الگوی کشت اصلاح شود، در اطراف تالاب شادگان برنج کاشت می شود وقتی از مسئولین سئوال می شود چرا؟ می گویند اگر شالی کاری نشود آب وارد تالاب می شود وهدر می رود، هنوز بعضی از مسئولین نمی دانند که وارد شدن آب در تالاب ها یعنی تأمین حق آبه تالاب و جلوگیری از خشک شدن آن.

در مسائل دیگر هم مشکل داریم، خوزستان یکی از قتلگاههای پرندگان مهاجر است، در بازار کیان خوزستان و بازار مرکزی شادگان انواع پرندگان نادر و درحال انقراض شکار و خرید و فروش می شود، مثل حواصیل، فلامینگو، اردک فیلوش و اردک مرمری، تعداد پرنگانی که در خوزستان قتل عام می شود بسیار بیشتر از فریدون کنار است.

آیا منع قانونی و یا نهاد نظارتی برای جلوگیری از بروز چنین مسائل زیست محیطی وجود دارد؟
اقداماتی انجام شده و یا درحال انجام است، خود بنده به وکالت از گروه رفتگران بهبهان، انجمن سبز کیا، انجمن سبز زاگرس و چندین مؤسسه و انجمن دیگر، علیه شکار و صید غیر مجاز شکایت کرده ام، همین دیروز با دکتر سید مهدی طباطبایی مدیر مؤسسه بحرالعلوم به دیدار معاونت امنیتی استاندار خوزستان رفیتم و دغدغه هایمان را بیان کردیم و به صورت حقوقی و جدی پیگیر هستیم.

حال محیط زیست خوب نیست، به عنوان کسی که فعال ودغدغه مند این حوزه هستید چه دارویی تجویز می کنید؟
حفاظت از محیط زیست یک اقدام ترکیبی است، یعنی هم قوه قضائیه، هم دولت و هم مردم باید وارد عمل شوند. من معتقدم ائتلاف طبیعی و قلبی که از گردهمایی این سه گروه ایجاد می شود، باعث اقدامات جامع محور خواهد شد، باید این را بپذیریم راه حل در اقدامات جامع محورانه است، با اقدامات جزیره ای نمی توان به حفظ محیط زیست کمک کرد. قوه قضائیه و قوه مقننه و دولت و سازمان حفاظت محیط زیست به تنهایی نمی تواند محیط زیست را حفظ کنند تا زمانی که مردم وارد عمل نشوند.

من شهروند ایرانی باید به این درک برسم که منابع انرژی را درست استفاده کنم، زباله ام را از منزل تفکیک شده خارج کنم  اصلاح و تغییر در باورها، عملکرد ها و رویکرد هاست که باعث اصلاح و تغییر ریشه ای فرهنگ می شود، دولت فرهنگی خوب است اما فرهنگ دولتی نه، فرهنگ باید ریشه ای اصلاح شود و تغییر کند، آن چیزی که قوه های سه گانه و مردم را در کنار هم و در یک خط و یکسو قرار می دهد اقدامات جامع محورانه است و راه حل همین است.

ما باید به این نتیجه برسیم که حفاظت از محیط زیست یک امر و آرمان مقدس است و تخریب آن حتی در مقیاس کوچک یک عمل زشت و ضد ارزش، و باید واکنش جامعه را در پی داشته باشد.

با توجه به وضعیت تقریبا بحرانی محیط زیست ریشه بی توجهی دو جانبه مردم و مسئولین چیست؟
به ان جی اوها وفعالین محیط زیست باید بیشتر توجه شود و ان جی اوها هم باید مستقل عمل کنند و منتظر کمک و حمایت دولت نمانند، دولت ها دو نوع اقدام دارند، اقدامات و اعمال حاکمیتی و اقدامات و اعمال تصدی گرایانه و دولت هایی موفق هستند که فربه و چاق نباشند، هرچه دولت تقسیم کار کند و بعضی از امور تخصصی را به بخش خصوصی و ان جی اوها و مردم واگذار کند موفق تر است.

ان جی اوها و فعالین محیط زیست هم باید بدون چشم داشت از دولت با هر اندازه امکاناتی که دارند شروع کنند و منتظر حمایت دولتی نباشند، فرهنگ و نگاه حفاظت از محیط زیست باید وارد خانه ها شود از طریق ان جی اوها، حوزه های علمیه  و ارگانهای دولتی مثل آموزش و پرورش و صدا و سیما این یعنی همان اقدامات جامع گرایانه. من روی نقش حوزه های علمیه و آموزش و پرورش تأکید می کنم، در آموزش و پرورش باید درس آب و محیط زیستی و مهربانی با محیط زیست تدوین و ارائه شود و از سنین دبستان آموزش داده شود، مردم ما، مردم معتقد و مذهبی هستند بنابراین باید استفتائات و دستورات دینی مثل حرمت و ممنوعیت شکار و تخریب محیط زسیت و واجب بودن حفظ محیط زیست به آگهی مردم رسانده شود و به فقه محیط زیست باید جدی پرداخته شود.

بنظرتان در بروز بحرانهای آبی و زیست محیطی سیاست های سد سازی چقدر نقش داشته است ؟
من تخصص آب و سازه های آبی ندارم، اما مخالفین سد سازی کم نیستند، نمونه اش سد گتوند است، که باعث به وجود آمدن نمک زار در منطقه شده است و مشکلاتی را برای بخش کشاورزی به وجود آورده است، باید صدای مخالفین سد سازی به طور جدی شنیده شود، افراد با سواد و متخصصی که استدلال علمی دارند. یکی از معضلات دیگر این است که بیشتر طرح های عمرانی در کشور پیوست زیست محیطی ندارد، مخالفین سد سازی هم معتقدند که طرح های سد سازی با پیوست های محیط زیستی در تضاد است من معتقدم باید صدای جامعه علمی شنیده شود که چرا می گویند سد سازی به بستر و سطح رودخانه ها در امداد مسیر آسیب می زند و به کشاورزی و پوشش گیاهی ضربه می زند.

آیا قوانین جامعی برای مقابله و جلوگیری از اقداماتی که محیط زیست را تهدید می کند داریم؟
بله محیط زیست و قانون محیط زیستی دو جزء جدا نشدنی هستند، تمامی تخلفات محیط زیستی در قانون پیش بینی شده است و ضمانت اجرا هم دارد، مثلا تصرفات غیرمجاز در حریم و بستر رودخانه ها ممنوع است، طبق قانون شکار و حتی شروع به شکار جرم است ما قانون جامع پسماند داریم، اگر همین قانون به صورت واقعی اجرا شود بخش عمده ای از مشکلات حل می شود، بنظرم ما در زمینه قانون و اسناد بالا دستی مشکل زیادی نداریم،

البته هنوز خلأ های قانونی وجود دارد، در حیوان آزاری خلأ قانونی داریم که لازم است هرچه سریعتر در این مورد قانون تصویب شود. با توجه به نقش موئر قانون در حفظ محیط زیست لازم است قوانین موجود به صورت کامل، جامع و جدی اجرایی و خلأهای قانونی رفع شود. فقه محیط زیست و قانون محیط زیستی حلقه های بهم متصلی هستند که در صورت اجرایی شدن به نجات محیط زیست منتهی می شود.

پیغام شما