بالا
صفحه اصلی > اخبار > مصاحبه با حسین سلیمی پژوهشگر عشق و عرفان

مصاحبه با حسین سلیمی پژوهشگر عشق و عرفان

مصاحبه با حسین سلیمی پژوهشگر عشق و عرفان

 این گفتگو با آقای حسین سلیمی پژوهشگر عشق و عرفان به منظور پرداختن به مفهوم بسیار مهم عشق در خانواده و جامعه ی امروز صورت گرفته است

به نظر شما چرا جامعه امروز مفهوم عشق را به ابتذال کشیده  است ؟

این پرسشی که شما فرمودید ، بسیار مهم است ، این اتفاق دلایل زیادی می تواند داشته باشد،مهم ترین دلیل عدم شناخت حقیقی این مفهوم و تعاریف غلط از این واژه ی مقدس ، می باشد. به عنوان مثال اگر دقت کرده باشید جملاتی مانند اینکه تا حالاچند بار عاشق شدی ؟ یا مثلا با عشقت تمام کردی را در مکالمات روزمره ی جامعه ی امروزی بارها شنیده ایم. باید بگویم، هیچکدام از این سوال ها پرسش از مفهوم عشق نیست ، زیرا مفهوم عشق را با دوست داشتن و وابستگی و …اشتباه گرفته اند .

ما نباید این واژه مقدس را با روابط سطحی امروز اشتباه بگیریم و خیلی راحت واژه ی عشق را بر انها بار کنیم.  عشق تجربه ای است که اگر برای هر انسانی اتفاق بیافتد باعث اخلاقی تر شدن وی می گردد ، هیچ وقت در روابطی که مبتنی بر عشق واقعی است ، شاهد شکست نخواهیم بود .خانواده

برخی روابط که منتهی به طلاق شده ، باعث بدبینی نسبت به عشق شده است ، برخی می گویند عشق دروغ است در صورتی که اصلا این روابط عشق نبوده است. عشق سرجایش هست, این ما هستیم که از عشق واقعی دور شده ایم.اگر مشکلی بین طرفین به وجود امده به این دلیل است که از ابتدا بین آنها عشقی نبوده و اموری مانند وابستگی و … بوده است و حال دیگر این وابستگی از بین رفته است که باعث رنج و اختلاف ها شده است نه اینکه این رابطه عشق وجود داشته و حالا دیگر خبری از آن نیست.

مفهوم اصیل عشق عرفانی چیست؟

این سوالی که فرمودید در این مدت زمان کوتاه قابل پاسخ گویی نیست  و  همانگونه که می دانید صدها سال درباره ی این مفهوم، عشق الهی و عشق به کلیت بحث شده است، اما به هر حال با وجود این محدودیت ، ویترینوار  عرض می کنم که به طور کلی عشق اصیل عرفانی، تجربه ای مقدس است که به بیان افلاطون ممکن است از عشق زمینی شروع شود و با توجه به جملاتی که به کار می برند، وصال، مدفن عشق است.

این عدم وصل باعث می شود توجه از معشوق زمینی و شخصی به سمت و سوی خود مفهوم عشق جلب شود، به طوری که با عدم وصل، انسان دردمند می شود, پخته تر می گردد و هم چنین توجهش به اصول و مفاهیم مربوط به اخلاق و عشق جلب می شود و قطعا خواهد گفت این عشق چه قدرتی دارد  که یک انسان عادی را برایش مقدس کرده است.

وقتی که این مفاهیم برای فرد باز می شود ، توجه انسان از مفهوم عشق به سوی صاحب عشق کشانده می شود ، در حقیقت از تجربه ی مادی شروع می گردد و به سمت بالا حرکت میکند . البته ایرادها به این طرز تفکر را کنار بگذاریم ، با این حال برخی معتقداند بدون تجربه ی عشق زمینی ، تجربه ی عشق و عرفان الهی ممکن است ، حتی در بین عرفا این اختلاف عقیده وجود داشته و دارد.

به طور کلی مفهوم عشق زمینی باعث حذف منیت و خودخواهی می شود و همچنین باعث توجه به مسایل اخلاقی هم می شود ، از جمله این اصول مهم بودن دیگران است, این فراموش کردن خود با تجربه ی عشق ، آمال عرفاست یعنی فنا و مرگ انسان در خدا ، وقتی عاشق خدا شدی و درک کردی چقدر زیبایی و تعالی در خداوند وجود دارد این باعث جلب توجه به خدا و تلاش برای رسیدن به او می شود .

جامعه ی ما از چه الگوهایی تبعیت می کند؟

خوب است که تاثیر نهادهای سیستمی و حکومتی را مورد سوال قرار دادید، الگوهایی که جامعه ما از آن تبعیت می کند ، بیشتر الگوی صحیح عشق را تبعیت نمی کنند . به طور مثال از ۱۰۰ مولفه مورد نیاز، حتی ۲۰ مولفه را تبعیت نمی کنند یعنی بر مبنای عشق و شناخت عشق نیست .

در ازدواج های امروزی توجه خانواده ی دختر بیشتر به این سمت است که مهریه را بالا ببرد تا مرد را کنترل کنند و مرد نیز از حق طلاق برای سلطه بیشتر استفاده می کند ، تنها چیزی که باعث موفقیت در  روابط زناشویی می شود از خود گذشتگی می باشد .

دیگر اینکه  این عزیزان سطحی نگر و ظاهر بین هم هستند زیرا عشق و عرفان  که منجر به طلاق و جدایی نمی شود . در عشق و عرفان شکستی نیست نباید از الگوی غلط جامعه پیروی کرد بلکه باید تلاش کنیم برای شناخت عشق حقیقی قدم برداشته شود . نقش رسانه های در برنامه های این چنینی با سوالی هایی که پرسیده می شود  تنها مردم را از درک این امر مهم و متعالی دور تر می کند.

عاشقی لیاقیت می خواهد و دیگر اینکه اگر افلاطونی نگاه کنیم ، عشق زمینی فارغ از رسیدن و نرسیدن یکبار اتفاق می افتد و از شدت آن کاسته نمی شود بخاطر همین نباید اینقدر راحت و  واژه عشق را به کار برد ، رسانه ها هیچ تلاش مفیدی در این راستا نکردند .

تاثیر عشق بر روابط عاطفی طرفین چیست ؟ و هم چنین تفاوت عشق با هوس رو بیان بفرمایید؟

چنان که اشاره کردیم عشق حقیقی باعث فضیلت های اخلاقی می شود,مخصوصا دو فضیلت مهم و اصلی اخلاق، عشق و عرفان باعث از خود گذشتی و حذف منیت و نفسانیات می گردد . متاسفانه اکثر قریب به یقین مشکلات بین زوجین, بودن همین منیت و خواسته هایی است که منافع شخصی را در بر دارند.

حالا اگر از خود گذشتگی باشد ، باعث می شود ، درک طرفین بالاتر برود ، اگر ویژگی اخلاقی ای  در یکی از طرفین  بود که طرف مقابل ان ویژگی را دوست نداشت این از خود گذشتی باعث عدم وجود اختلاف و جلوگیری بروز از طلاق می شود .

اگر از خود گذشتگی را ملاک خودمان قرار بدهیم ، ارتباط های موفقی خواهیم داشت، در مورد بخش دوم ، شدت عشق بسی بیشتر از هوس است ، عشق و عرفان دائمی ولی هوس مدت زمان کوتاهی دارد ، عشق یک بار نسبت به یک نفر اتفاق می افتد ولی هوس بارها در زندگی شخص به وجود می آید در عشق اگر خواسته ای ارضا نشود طرف گله و جنگ ای نخواهد داشت ولی در هوس عدم ارضا خواسته ها منجر به بروز اختلافات و جدایی ها می گردد.

گسترده کردن مبحث عشق در راستای شناخت آن از طریق برگزاری جلسات تخصصی و دعوت از پژوهشگران در موسسه های فرهنگی ، آیا تاثیری در کاهش طلاق و افزایش ازدواج های موفق دارد ؟

جدای از تجربه ی عشق که یک امر شهودی ست و شناخت آن از طریق گزاره ها و نظریات به نحو درست حاصل نمی شود ، اما به طور کلی می توان گفت برگزاری جلسات و سمینارها و … یعنی بررسی نظری عشق و آشنا کردن اشخاص با این مفاهیم صد در صد باعث کاهش طلاق و ازدواج های موفق می شود ، چون کاربرد عشق ،خودش نوعی خودشناسی است و به این واسطه ارتباطات بهتری می تواند به وجود بیاید .

پیغام شما